محمد ابراهيم آيتى

294

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

ابن سعد مىنويسد : لواى رسول خدا در اين جنگ به دست علىّ بود . و اين غزوه بدان جهت روى داد كه رسول خدا شنيد كه جمعى از « بنى سليم » و « غطفان » بر ضدّ مسلمانان فراهم آمده‌اند ، امّا با كسى برخورد نكرد جز با چند شبان ، از جمله : غلامى به نام « يسار » كه اسير شد و در سهم رسول خدا افتاد ، و چون ديد كه او نماز مىخواند آزادش كرد ، و پانصد شتر هم در اين غزوه به دست مسلمانان افتاد كه پس از اخراج خمس به هر مردى از اصحاب غزوه كه دويست نفر بودند دو شتر سهم رسيد . و شترها را در « صرار » سه منزلى مدينه قسمت كردند . مدّت اين غزوه پانزده روز بود [ 1 ] . سريّهء عمير بن عدىّ [ 2 ] « عصماء » دختر « مروان » همسر « يزيد بن زيد خطمى » زنى بود شاعر و زبان‌آور ، در هجو اسلام و مسلمانان شعر مىگفت ، رسول خدا و أنصار را آزار مىرساند و دشنام مىداد و دشمنان رسول خدا را در اشعار خود بر ضدّ مسلمين تحريك مىكرد . برخى از اشعار تند او و هم پاسخى را كه « حسّان » به او داده است ، ابن اسحاق نقل مىكند . رسول خدا روزى گفت : كسى نيست داد مرا از دختر « مروان » بگيرد ؟ « عمير بن عدىّ خطمى » كه مردى نابينا بود شنيد و شبانه بر آن زن تاخت و او را كشت و بامداد نزد رسول خدا آمد و گفت : اى رسول خدا من « عصماء » را كشتم . رسول خدا گفت : خدا و رسولش را يارى كردى . « عمير » گفت : مرا از اين كار زيانى نخواهد رسيد ؟ رسول خدا گفت : « لا ينتطح فيها عنزان » و اين سخن مثلى شد كه اول بار از رسول خدا شنيده شد ، يعنى :

--> [ 1 ] - ابن سعد تاريخ اين غزوه را نيمهء محرم سال سوم هجرت نوشته است ( ر . ك : پاورقى گذشته ) . [ 2 ] - ( طبقات : 5 روز مانده از رمضان ، 19 ماه پس از هجرت ، ج 2 ، ص 27 ) .